سلام
آهنگ جدید و زیبای محسن چاوشی و امید عامری بنام تبر
من این آهنگو خیلی دوست دارم واسه همین گذاشتم تو وبلاگم
(( امیدوارم خوشتون بیاد))
http://boxstr.com/files/2144606_hcse5/v.Tabar%20%28Ft%20Mohsen%20Chavoshi%29.r.mp3
http://rapidshare.com/files/117179186/v.Tabar__Ft_Mohsen_Chavoshi_.r.mp3.html لینک کمکی
من تنهاترین فریاد در اوج صدایم
من عاشقانه ترین نگاه
در کشتی وجود تو ام
من می خواهم زنده بمانم
تا با تو باشم
با تو بخوانم
چرا که بی تو می میرم!
تمام حرف های من
فریاد قلب من است.
وتمام آنها از آن توست.
من زردترین پاییزم
در فصل نگاهت
پس آن را در یاب وبا برق چشمانت
غروبش را همراه باش ...
کسی چه می داند که فردا چه خواهد شد ؟
شاید تقدیر
دستان پر صلابتش را به سویم دراز کند وشاید هم نه ...
ولی تا آن روز به امید رسیدن به نگاهت
در انتظار می نشینم...

نمیدونم چی بگم . هر چی بگم کمه.
یک پنجره برای دیدن،یک پنجره برای شنیدن،
یک پنجره که مثل حلقه های چاه در انتهای خود به قلب زمین میرسد و باز
می شود به سوی وسعت این تنهایی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی رااز بخشش شبانه عطرستاره هاسرشارمی کند
و می شود آنجا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست...
زندگي رنگ تنهايي است و عشق رنگ اندوه
دوست دارم
در اين تنهايي بسازم نه اينكه با زندگي بسوزم
دوست دارم
گرماي عشق تن يخ زده ي اندوه را ذوب كند اما مي دانم كه
اين گونه نيست ، عشق هميشه تنهايي مي آورد
دوست داشتن صداي فاصله هاست
پس !!!
خوش به حال ماهيان دريا كه عاشق آب هستند
و هميشه در عشق خود غوطه ورند
خوشا به حال كسي كه " عاشق " است
و عشقش روشني بخش " قلبش "
برای اولین بار میخوام یه مطلب آموزشی بزارم. امیدوارم خوشتون بیاد.

یکی از روشهای خیلی جالب برای حفظ لغت : مخلوط نویسی لغت و معنی هست.با این روش شما می تونید در روز تا 100 تا لغت هم حفظ کنید.ضمناً با ادغام شیوه ای شبیه به لایتنر با این روش شما می تونید کیفیت کارتون رو تا چند برابر بیشتر کنید.اگر می خواهید با این روش لغت حفظ کنید با ید آدم با حوصله ای باشید .چون مجبورید هر چند روز لغات رو مرور کنید .البته این کارو به خاطر هیجانی که داره براتون لذتبخش خواهد بود.خب برای انجام این روش شما حروف اول هر لغت رو با بخش اول از معنی فارسی ادغام کرده و یک لغت جدید به وجود میارید.مثالاً:
Experience=تجربه=experitaj
حالا تا دو دقیقه این کلمه ی جدید رو تکرار کنید تا آهنگش در ذهنتون بمونه . بعد از حفظ چند تا از این لغات اونها رو در دفتری بنویسید .البته این بار لازم نیست کلمه ی جدید رو بنویسید.بلکه کلمات اصلی به این صورت در جدولی بنویسید :
|
Word |
means |
After 2 days |
After 1 week |
After 2weeks |
after 2 weeks |
after 1 month |
|
Experience |
تجربه |
|
|
|
|
|
|
Variety |
تنوع |
|
|
|
|
|
در ستون سوم از سمت راست بعد از دو روز از حفظ لغت اگر معنی فارسیش رو درست حدس زدید یک تیک بزنید و اگر نه خط تیره.در ستون چهارم و پنجم هم به ترتیب بعد ازیک و سه هفته از تیک اول تیک بزنید ، منتها در ستون پنجم باید معنی فارسی رو خونده و معنی انگلیسی رو حدس بزنید .دلیل این ترتیب به خاطر اینه که در موقع حفظ لغت اول کلمه ی انگلیسی رو می خونید و توی ذهنتون ثبت میشه که مثلاً معنی :
"variety”
تنوع هست.پس برای اینکه موقع دوره بارهای اول زیاد به مغزتون فشار نیاد و بهتر نتیجه بگیرید اول به همون ترتیبی که لغات رو خوندید دور ه کنید ولی در ستون پنجم و ششم سعی کنید در هنگام دوره معنی انگلیسی رو حدس بزنید چون لغات به اندازه ی کافی در ذهنتون تثبیت شدن.باز هم در ستون هفتم باید معنی فارسی رو حدس بزنید.اگر در هنگام دوره معانی رو اشتباه حدس زدید لازم نیست دوباره لغات رو حفظ کنید سعی کنید همونجا اون رو به خاطر بسپارید و دفعه ی بعد در ستون بعدی جبران کنید .در ستون ششم دو هفته بعد از تیک پنجم و در ستون آخر یک ماه بعد از تیک ششم.برای اینکه آمار کارتون دستتون باشه تاریخ هر تیک رو در ستون علامت بزنید .این روش از عالی ترین روشهاست.
این شعره یکی از دوستانه صمیمیه منه که بهم گفت این شعرو تو وبلاگم بزارم.این شعرو خودش نوشته

این شعر داستان عشق منه...
می خوام بنویسم از یارو خودم چون نمی خوام بمونه حرفام تو دلم
می خوام حرفاموازدلم بریزم بیرون تا تجربه ای بشه واسۀ دیگرون
می خوام بگم از اول تا آخرش که همه بدونن رفاقت همینه آخرش
یکــی بود یکــی نبود قصـۀ منو یار اینجوری بود
شبــی از شبــهای زمستون توی یهroom که گرم عین تابستون
یکی ازuserها که بود توی اون لیست نوشت:یکی بامرام توی این roomنیست؟
pm دادم گفتم:آره منم اون با مرام داد جواب منو اول اون با سلام
خیلی خوشم اومد از این کارش منم دادم جواب این سلامش
Pm داد سوال:« asl pliz » رو اینطوری دادم من جواب اون رو
گفتم : من «ام» 18 ازبنــدر گفت : منم «اف» 15 از بند
ر
دوتامون بودیم هردو از یک شهر همینطورمی گفتیم دیگه بود نزدیک سح
ر
گفتم: add مـی کنم بعدأ مـی چتیم گفت: باش،که با هم از roomرفتیم
بعد از یک هفته دیدم online بود که شروع رفاقتمون همین جا بود
دیگه با هم تویnet صمیمی شده بودیم هردومون هم اینو فهمیده بودیم
دو هفته از اون شب گذشته بود چهاده فوریه و شب valentine بود
توMessenger به من داد یک گل سرخ *برای من نمادعشق بود این گل سرخ
گفت: من که ندارم هیچ دوست پسری اینو می دمش بتو که مثل برادرمی
منــم ازای ایــن شاخـۀ گــل فرستادم به او یک دستۀ گل
گفتم: امشب می خوام بشنوم صداتو برا یبارم که شده حرف بزنم باتو
شمارمو دادم بهش تا بزنگه یهو دیدم آره این صدای زنگه
سـریــــع پریــدم روی گوشــی تا یه زنگ خورد برداشتم گوشی
آره اون الان پشــت خــــطه می دونم الو گفتن برا اون سخته
از اون شــب دیـــگه طوری شد کـه تماس تلفنی ها شروع شـــد
دیــــگه ما جــــوری شده بـــودیم که هرروز باید صدای همو می شنودیم
گفتم : بیا یه بار ببینیم همدیــــگرو تا تو فکرمون تجسم کنیم همدیگرو
ساعت هفت اولین قرارمون بود غوغایی تو دل هردوتامون بود
او قرار بود که با دوستش بیاد چون خجالت می کشید تنهایی بیاد
ایستادم وبه گوشه ای زل زدم یهو از پشت سر اسممو صدا زدن
برای من خیلی لحضۀ حساسی بودش رومو برمی گردوندم اونو می دیدمش
توی یه چشم به هم زدن برگشتم دو نفر رو جلوی چشام دیــدم
تشخیص اینکه کدوم یارمنه راحت بود چون روی او پــر از خجالت بود
اون روز سنگ تموم گذاشته بود برای من سه شاخه رزسرخ آورده بود
بازم من تو این گلا عشقو دیدم چون گل سرخ رو سمبل عشق می دیدم
من فقط یه کارت براش آورده بودم چون حرف دلم رو روش نوشته بودم
دیــگه وقت خــداحافظی بــود روی پل هوایی خیلی شلوغ بود
ازش دورمی شدم،تکون داد دستشو نگاش می کردم،یادم نمیره این حالتشو
ازاون شب دیگه تماسامون بیشتر شد مــن بیماراو و او بیمار من شد
یه ماه گــذشت ، دو ماه گــذشت توی یه چشم به هم زدن هشت ماه گذشت
ما دیگه خیلی معتاد هم شده بودیم هردومون برا درس کم گذاشته بودیم
او با توجه به حـــرف دوستش گفت : بیا یه سال عشقو بی خیالش
من اصلاً راضی به جدایی نبودم نمی دونم چطور راضی شده بودم
اما حالا فهمیدم چرا قبول کردم بخاطر غرور مردانگیم قبول کردم
رفیقش غرورمنواینجوری تحریک می کرد فکر منو اینجوری مشغول می کرد
می گفت: اگه یه سال نتونی تحمل کنی چطور می خوای یه زندگی رو اداره کنی
اینطوری به یارم گفته می شد: اگه دوست داشت الآن بی خیالت می شد
من هم «3آبان» اومدم سر آخرین قرار همون جایی که بود اولین قرار
قرار بود بعد از این هیچ رابطه ای نباشه نه چت ومیل ونه تل،هیچ کدوم نباشه
من می دونستم خیلی خطرناکه برای بیماری ما دوری دردناکه
اما اون می خواست از من دور باشه می خواست با این کار تو درساش موفق باشه
قرارمون دیگه تموم شده بود من بودمو این خاطراتی که تو ذهنم بود
ده روز بود از او دور شده بودم مثل اینکه زندگیمو از دست داده بودم
کتابمو برمی داشتم که بخونم اما فکرش نمی زاشت که بخونم
اومدم یه mail بدم حالشو بپرسم اما حرفای رفیقش باعث می شد که بترسم:
مـــردی که جا بــزنه ده روزه بایــد گذاشتش اونجا تــوی موزه
آخه کی می تونه با عشق در بیفته عشق میزنه تو کمرش با سر بیفته
فرهاد رو که همتون شنیدشو دارین مرد تو کوه بیستون از عشق شیرین
منم اگه عاشق بودم فرهاد بودم الآن تو کوه بیستون مرده بودم
من فقط دوستش داشتم خیلی زیاد هم نمی تونستم ببرم اونو از یاد
یهو فکر عجیبی اومد تو ذهنم که با یه میل خودمو اونو نجات میدم
گفتم بعد از این میل هردوراحت میشیم هردو تو درسامون موفق میشیم
دلیل میل من میشه گفت همین بود میل رو فرستادم بهش هرطوری که بود
بجای احــوال پرسی گفتمش ایــنو بیا برا همیشه بــزنیم قید هــمو
دیگه میل رو فرستاده بودم !!! اصلاً به فکر دلامون نبودم
بعد از بیست روز که از میلم گذشت روزگار دیگه خیلی بر من سخت گذشت
دیــدم آره من واقعاً خــرابشم هرکاری می کنم نمی تونم ازاو دور باشم
دیگه خیلی خیلی «قات» زدم از شهر خودمون بیرون زدم
رفتم یه هفته به زادگاه یار که جهرم بود نمی دونم چرا آرامش من در دیدن این مردم بود
می خواستم یه میل بدمو اعتراف کنم ای یار، من بدون تو نمتونم !!!
آخر میلم رو براش send کردم از کارم ازش معذرت خواهی کردم
گفتم تو بیا با برنامه درس می خونیم با برنامه رابطمون رو به مقصد می رسونیم
